برای یافتن مسیر در شهر به تابلوهای
ترافیکی احتیاج داریم. مسیر یابی در تهران خیلی مهم است. مسیریابی می تواند اهمیت مکان
و زمان را به یکدیگر پیوند دهد. وقتی در یک زمان مشخص با یک دوست در مکانی مشخص
قرار می گذارید، از طریق مسیریابی – با تابلوهای ترافیکی- می توانید سر قرارتان برسید.
تزهای تاریخ والتر
بنیامین از مهمترین و تقریبا آخرین نوشته های اوست. نوشته زیر نگاهی است به تز
پنجم با رویکردی به وقایع چند ماه اخیر. با قرار گرفتن در
وضعیت اضطراری و پر رنگ شدن عرصه سیاست، بین حال و گذشته پیوندی برقرار می شود.
پیوندی که به واسطه سیاست از چیزهایی مانند هویت و ملیت و ... که همگی بر ساخته
دولت اند، فراتر می رود و ما را به شکست خوردگان تاریخ وصل می کند. کسانی که تحقق
یافتن امیدهای از دست رفته خود را در نسل حاضر جستجو می کنند، همانطور که بنیامین
می گوید: ((در این کره خاکی برخی منتظر ورود ما بودند)) ( تز دوم ).
اکنون برای ما سیاست
نامی است برای سوسیالیسم، برای کمونیسم، برای جنبشهای کارگری، برای جنبشهای
زنان، برای جنبشهای آزادیبخشِ ملی، نامی است یادآور انقلاب فرانسه، انقلاب 1905
روسیه، انقلاب سیاهان هاییتی، مبارزة ارتش جمهوریخواه ایرلند، دفاع جبهة
ضدفاشیستی در ایتالیا، قیام کارگران برای تشکیل جمهوری شورایی مونیح، جنبش استقلال
هند، انقلاب مشروطة ایران، جنبش مبارازان فلسطینی، و دهها نمونة مشهور و بینامونشان
دیگری که عرصة تفکر، کنش آزادنه، برابری، کرامت، انسانی، و در یک کلام، ساحت
خلاقیت و تخیلِ رادیکال را بهدرجات گوناگون گشوده اند. نامی است. میرحسین موسوی
در مصاحبة تصویریاش با خونسردی و اعتماد از بهحسابآوردنِ مردم حرف زد، و این
بامعناترین ’تعریف‘ از سیاست است.
میثم
سرمایه داری از هیچ راهی برای نفوذ و فریب توده فرو نمی گذارد. شو show، امروزه به یکی از اصلی ترین ابزار تزریق و اعمال معیار های زیبایی و انتخاب به توده هاست. سرمایه داری دیگر در گیر و دار فروش نیست، شرکت های چند ملیتی و برند ها بزرگ تجاری مشکلی برای فروش کالاهایشان ندارند. امروز مسئله سرکوب نیروی انقلابی درون هر فرد است. ... ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه 18 آبان1388ساعت 7:29 PM  توسط ميثم
|
تصویر حقیقی گذشته تیز و تند می گذرد. به عبارت دیگر، تصویری
از گذشته که بر جای بماند و منجمد شود "تصویری کاذب است". نمونه های
بسیاری از این شبه-تصاویر، کتاب های تاریخ را به زباله دانی از حوادث تبدیل کرده
است؛ حوادثی که پشت سر هم چیده شده اند. ویژگی بارز چنین متونی، خالی بودن آن از
هر نوع فضای باز و خالی است. این فضا، فضای ایجاد و شکل گیری رخداد است. تصویر
حقیقی گذشته، از جنسِ رخداد است.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه 13 آبان1388ساعت 11:11 AM  توسط محمد
|
هنگامه اي كه سياست از ميان مثلث مردم، دولت و پليس سر بر مي آورد زمان و مكان به آن گره مي خورد. آنچه مسلم است رابطه ي ديالكتيكي ميان سياست و وضعيت مكان و زمان است، در وضعيت اضطراري در همان ابتدا رابطه ي ميان سياست، مكان و زمان دگرگون مي شود. مكان امري وابسته به زمان مي شود و قانون در وضعيت گرفتار در زمان به غير خود اعمال مي گردد...
کافکا راوی تلخکامیهای ناشی از
اعمالِ قدرت بر تنِ آدمی است؛جایی که قدرت به میانجی تکنیک ها و تکنولوژیها (در سبعانه ترین شکل خود) بر "تن" اعمال می شود. در آثار او، مرگ به شکلی فریندیو تدریجی شکل می گیرد، بی
آنکه به "چرایی" آن جوابی داده شود
بلکه روایت های کافکا "چگونگی" مرگ را به تصویر می کشد. بنابراین،در این
آثار، سخن از چرایی زندگی نیست بلکهافراد در چنبره قانون اسیرند و چگونگی "کشتهشدن" آنها به تصویر
کشیده می شود.
اینجا "سرزمین محکومین" است. جایی که دولت با ابزار خشونت قانونش را بر بدن محکومین ثبت می کند. به باور بنیامین در حیطه قانون با دو نوع خشونت سروکار داریم. اول خشونت برسازنده قانون و دوم خشونت حافظ قانون. در این جا به نوع دوم خشونت خواهیم پرداخت. در داستان گروه محکومین کافکا با ماشینی روبه رو می شویم که طی شکنجه ای 12 ساعته حکم محکوم را بر بدنش ثبت می کند. محکوم در شرایطی اعدام می شود که نه تنها از کیفر خود آگاه نیست بلکه، حتی نمی داند به چه جرمی اعدام می شود. زمانی حکم خود را می فهمد که دارخیش آن را بر بدنش می کوبد.
داستان گروه محکومین کافکا از جمله بهترین داستان هایی است که خشونت قانونی (اسطوره ای ) و خشونت فراقانونی (الاهی ) به خوبی در آن نمایان شده است. در ابتدای داستان شاهد آن هستیم که افسر با وسواس شدیدی به شرح و توصیف ماشین مکانیکی ای می پردازد که قرار است متهم با آن مجازات و در نهایت اعدام شود. اما در پایان افسر به خواست خود بوسیله ماشین کشته می شود.
دورانهایی وجود دارند که در آنها امید سرشتی سراپا سیاسی پیدا میکند. هرچند امید اساساً همواره سیاسی است، زیرا سخن از چیزی به میان میآورد که در تقسیمبندیِ مکانی و زمانیِ موجود جایی برای آن نیست. و زمانی که این ’چیز‘ به دعویای جمعی بدل میگردد، سیاست مستقیماً پا به عرصة امید میگذارد و برعکس، امید به سیاست، بهعنوان یگانه عرصة تحقق زندگیِ سعادتبار برای همگان، جان میگیرد
عشق همان دال هزار مدلول - نه تهي- که با شکل گيري فرهنگ تلاش براي تجربه/بيان اش بوده و است. انبوه آثارهنري، رمان ها، پيروزي و شکست شاهان ديروز- و سياست مداران امروز- و حتي شما دوستان من همه به اين امرحقيقي گره خورده ايم. گويي چيزي مازاد بر اين بدن حاکم است که گهگاه خود را رو مي کند و بدن را به اسارت مي برد.
+ نوشته شده در جمعه 27 شهریور1388ساعت 9:18 AM  توسط نيما
|
درباره ي ما: ما نویسندگان این بلاگ، که یگانه پیوندمان با یکدیگر بهواسطة کوششی جمعی و رفیقانه برای آموختنِ کار با مفاهیم است (زیرا فلسفه و رفاقت پیوند وثیقی با هم دارند)، بنا داریم در این فضای کوچک با کلمات و مفاهیمِ موجود، دست به تأمّل درباب وضع موجود بزنیم. ما تمرینهای فکری، ایدهها، قطعهها، نقدها، و بعضاً خلاقیتهای نوشتاری و بصریِ خود را دربارة هر موضوعی که مرتبط با امور مشترک و عمومی است در این فضا به اشتراک میگذاریم. زیرا بر این باوریم که هر چیزی میتواند به موضوع تفکر نظری و نقد رادیکال بدل شود. آرمان ما نه نوعی کمال یا موشکافیِ ’علمی‘ و ’آکادمیک‘ در پرداختن به ’موضوعاتِ مهم‘، بلکه دستوپنجهنرمکردن با مفهومها و ایدههاست، و ازهمینرو ضرورتاً عاری از خامی، تناقض و خطا نخواهد بود. به اعتقاد ما، زمانة حاضر و وضعیت تاریخیای که در آن بهسر میبریم، یکی از جذابترین دورهها برای درگیرشدن با تفکر نظری است.